
اصلا مشخص نمیکند تا کجایش بنویسم یا ادامه دهم! شاید فقط همین چند خط ! سالهاست چیزی های ترواش شده در ذهنم جرات نشستن روی کاغذ را ندارند و و یکراست سر میخورند میروند تو سطل آشغال و تمام ! اصلا شاید این عاقبت پارت یکم باشد ، چه کسی خبر دارد از سطر بعد ؟؟ + پنجم شهریور ۱۳۹۶| |..ستـــاره رایــــ ـکا...| | ...
ادامه مطلب
میگه این روزها اینگونه ام یک جنگجو که نجنگید اما شکست! دروغ محض! دروغگو ترین شاعر دنیا ! کجا بودند و هستند و خواهند بود که به دندون کشیدن این زندگی و ببینن؟ درست مثل ی گرگ زخمی وسط وسط خود قطب تو دل شب سیاه قشنگ شفق گرفته که ما میگیم:"ووو چ شاهکاریه!" و گرگ خسته نگاه میکنه به شفق که کی این شب جان به سر شدن سحر شود؟ ؟ ؟ . . . یکی هست وسط اون قطب یخی سرش و بیرون کنه از لای اون...
ادامه مطلب
پاک کردم ! هرچی نوشتم توی این پست و من آدم خاطره نوشت روز نوشت نیستم ! حالم بهم مسخوره بیام بگم فلان روز فلان شد ! درک واسه کی مهمه وقت تو دندون عقلت و کشیدی و داری زار میزنی یکی دیگه زیر کولر داره آب پرتقال با نی هورت میکشه! اونقدر اتفاقاهای ممتد پوچی هست که ارزش حرف شدن و کلمه زاییدن هم هم ندارن! . . . شما که اون بالا هستی ببین من لی غیرک ؟ + پنجم شهریور ۱۳۹۶| |..ستـــاره رایــــ ـکا...| | ...
ادامه مطلب